1397/06/31 | |
  

 

 



کانال رسمی آینانیوز در تلگرام


   مطالب پر بحث هفته   
No articles match criteria.

   مطالب پر بیننده ماه گذشته   
No articles match criteria.

  

[Atorpatdate] نظرات: 1 نمایش: 1373 تعداد امتیاز: 3   (Article Rating)

هفتصد هزار ولنگار زیر سقف یک شهر!



هفتصد هزار ولنگار زیر سقف یک شهر!

کدامیک ولنگارترند؛ جوانان مست کرده در پارتی های ویلاباغهای امامزاده یا خانوادهای نشسته در جشنواره های تابستانی؟

آینانیوز- حامد عطائی؛
-«اوضاع خوب است؟»
-«بستگی دارد از چه منظری نگاه کنید به قضیه...ما از لحاظ نیروی انسانی کشور بزرگی هستیم...استعدادهای بالقوه ای داریم...در زمینه فناوری های نوین به پیشرفت های خوبی دست یافته ایم...»
-«من سوالم را دوباره می پرسم؛ با همه این احوال اوضاع خوب است؟»
-«من متوجه نمی شوم از چه نظر می پرسید؟»
-«کلی عرض می کنم...مثلا اقتصادی...».
-«آهان...بله...شرایط سختی را داریم»
«من ولی معتقدم اوضاع اصلا خوب نیست»
اینها بخشی از دیالوگ مهران مدیری مجری/کارگردان برنامه طنز «دورهمی» است که خطاب به مهمان برنامه اش «سورنا ستاری» معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان بیان شد. بسیاری معتقدند برنامه دورهمی در تقابل و رقابت با برنامه «خندوانه»، که به لحاظ قدمت و مخاطب از او برتر است، تولید می شود. اما همگان مهران مدیری را با طنزهای تلخ، لایه لایه و نیش و کنایه دارش می شناسند. هنرمندی که همواره تولیداتش در رسانه ملی دستخوش حاشیه هایی می شود که تا مدتها او را به محاق می برد.
با وجود همه اینها محبوبیت مهران مدیری قدمتی 23 ساله دارد.او نزدیک ربع قرن است که در تلویزیون و شبکه های نمایش خانگی درخشیده است. صداقت کلام و همجنسی طنز مدیری با انفعالات و احوالات جامعه او را همواره در صدر و تا جایی که می تواند از غلتیدنش در دامن قدرت و سیاست مصون نگاه داشته است.
تولید مجموعه های تلویزیونی همچون دورهمی، خندوانه، ویتامین3، اکسیر، ویتامین خ، شب کوک و ... که مستقیما با روح، نهاد و نهان انسان ها در ارتباط است جزو سیاستهای رسانه ملی است. تلویزیونی ها به این صرافت رسیده اند که مردم چیزی برای از دست دادن ندارند. اوضاع از هرنظر که فکرش را بکنید بدتر است و شرایط زندگی برای مردم سخت. در اینچنین شرایطی رسانه های فراگیری نظیر تلویزیون به دنبال تئوریزه سازی و عملیاتی کردن اصل «نشاط» و «آرامش روانی» جامعه اند.
بسیاری از هنرمندان، روحانیون، اساتید دانشگاه، پزشکان و روانشناسان پای کار می آیند تا ناخودآگاه خفته در گذر زمان آدمهایی را که سالهاست خنده با لبهایشان قهر کرده بیدار کنند. اینچنین انسان هایی به جهت نداشتن استدلال کافی در توجیه اصل نشاط و خنده خزیده در فلسفه خودساخته تراژدی گرایی از کنارکوچکترین بهانه ای برای شیون و زاری به راحتی نگذشته و تا توانسته اند از دستمایه های تقویمی و ملی و مذهبی و قومی برای برآوردن این حس ابداعی شان بهره جسته اند.
تلویزیون با پای کار آوردن روحانیون خوشفکری نظیر محمدرضا زائری و شهاب مرادی می خواهد روی رئوف و خدایی دین را به جهانیان بازشناساند. صورتی که با اشکال خشونت و خونریزی وترور و تبعیض نژادی بیزار است و اندوهش سازنده و پویا و سکوتش خردافزاست نه عامل افسردگی و گوشه گیری.
وقتی یکی از متخصصین حوزه دین روی آنتن تلویزیون سراسری در پاسخ به این سوال که «آیا دین ما خنده را نهی کرده؟» از کلام خدا آیه و سند می آورد که :« وقتی خداوند متعال در آیه... سوره مبارکه... می فرماید فلان قوم را آنچنان عذاب می دهیم که خنده از لبانشان رخت بربندد... این یعنی خنده نعمت است و محرومیت از خنده عذاب»، دیگر چه استدلالی می توانست تا این اندازه همسویی و موافقت شریعتی با خنده و نشاط را نشان دهد؟
سخت است وقتی تلویزیون با این همه بودجه و امکانات موضوع نشاط و خنده را نمی تواند در جامعه نهادینه کند و در «شرایط دشوار» کنونی لحظاتی «حالِ خوب» بدون دردسر و حاشیه را برای شهروندان ایرانی فراهم کند، آنهم رسانه ای که زیر نظر شخص مقام معظم رهبری اداره می شود، در استانها و شهرستانها دیگر و دورتر مطمئنا جاانداختن چنین پدیده ای دشوارتر و پردردسرتر هم خواهد بود.
اورمیه یکی از این شهرهایی است که سر پرسودایی دارد در این مقوله. شهری که اقسام و انواع شخصیت های باربط و بی ربط خود را مسئول اظهارنظر و نظارت و دخل و تصرف در مقولات فرهنگی می کنند اما وقتی صحبت از معضلات فرهنگی و اجتماعی است هنر شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و انداختن آن به گردن دیگران را به خوبی بلدند.
شهری که وقتی هنرمندی بخواهد برای اجرای برنامه قدم در آن بگذارد دهها دستگاه و نهاد و شخصیت به خود اجازه می دهند نسبت به صدرتا ذیل ظاهر و محتوا و زمان و کیفیت برنامه اش نظر بدهند و نظرشان را عملا تحمیل کنند اما در بزنگاه مسائل مبتلابه فرهنگی هیچکس مسئولیتی گردن نمی گیرد. معلوم نیست چه کسی باید هزینه افسردگی و کژرویهای اخلاقی جامعه ای را که هیچ وسیله ای برای پاسخگویی به مطالبات مردمی ندارد و هیچ نهادی را جز شهرداری برای برآوردن همه نیازهای فرهنگی و اقتصادی و اوقات فراغت جوانان و خانواده ها نمی شناسند، بپردازد.
همین ایامی که در آستانه بازگشایی مدارس است؛ نتیجه ساعتها جلسه و رایزنی و اتلاف وقت چندین و چند نهاد مرتبط برای فرهنگ سازی مصرف لوازم التحریر و نوشت افزار تولید داخلی بی نتیجه مانده و هیچ شیرپاک خورده ای از هیچکدام از ارگانهای ذیربط راجع به بلااقدام ماندن دغدغه های مقام معظم رهبری سوالی نکرد. دغدغه هایی که از حد توصیه و رهنمود فراتر رفت و به هشدار و اخطار جدی از سوی ایشان رسید. آنوقت در شهر و استانی مرزی اینچنین از کنار مساله ای چون لوازم التحریر خارجی و فرهنگی که بواسطه آن وارد مملکت مان می شود می گذرند.
یا همین مساله برخورد با «قلیانسراها» و نه «قلیان»؛ که این ابزار دخانی زیان آور را از روی میز قوه خانه های سنتی به زیرزمین ها و کوله باغها کشاند و معضلات پیش روی شهروندان را از سطح جامعه به ژرفا. بازهم همه نهادهای فرهنگی و اجتماعی ایستادند و به تماشای پلیس که داشت یک تنه با این مساله مبارزه می کرد مشغول شدند. بماند تبعات میان مدت و بلندمدت بیش از دو هزار خانواری که بواسطه این اقدام متهورانه از کار بیکار شدند و آجر شدن صدها میلیون گردش مالی سیستم گردشگری واوقات فراغت این شهر فلاکت زده که البته برای مدیران عبور موقت فعلی چندان اهمیت نداشت.
همه چیز بوی انتخابات می دهد...
حال مردم خوب نیست. اوضاع و احوال تنها باشگاه حرفه ای این استان خراب است. بختک اقتصاد بیمار روی سر حامی مالی این باشگاه هم چنبره زده و عنقرب است که بمب دیگری در گوشه دیگری از این شهر منفجر شود. بمبی که باز جوانان و خانواده ها را زمین گیر خواهد کرد. نسلی از هوادارن ورزشی که اوایل دهه 90 شکل گرفته بودند را با ضربه ای روحی تازه ای مواجه کند و طبقه ای از افسردگان جدید اجتماعی را شکل دهد.
هیچکس منکر وجود نقاط ضعف در سیستم های اداری این شهر نیست. می توان ساعتها نشست و گوشه گوشه عملکردها را در بوته نقد گذاشت. اصلا دفتر امام جمعه برای همین جور کارهاست. ایشان باید نظرات را بواسطه یا بی واسطه از گروههای مختلف مردمی دریافت کنند. شخصیت اول استان آذربایجان غربی دغدغه فرهنگی دارند. بارها در تریبون نماز جمعه دستگاهها را از غلتیدن در دام انحراف و ولنگاری برحذر داشته اند. آقای قریشی البته در چینش و گزینش نفراتی که در محضرشان حاضر شده و پشت تریبون می روند نقشی ندارند و مطمئنا این مساله سازوکار خاص خودش را دارد. اما وقتی در حضور یک شخصیتی تا بدین حد مهم، سخن از ولنگاری فرهنگی شهروندان اورمیه ای می شود باید نسبت به ماهیت این جلسه حساس تر شد.
قطعا در مراودات میان ارگانی و روابط فیمابین شخصیت های اجرایی سازوکارهایی هست که به اتهاماتی که در این جلسه به چند شخصیت و ارگان اجرایی وارد آمد رسیدگی شود تا ثابت شود استان آذربایجان غربی و مرکز آن آنطورها هم به حال خود رها نشده که هرکس بیاید سن و بنر و ساز و بلندگویی بچیند و هزاران زن و مرد و کودک و بزرگسال را دو سه ساعت به خود مشغول کند آنهم نه یک روز و دو روز که نزدیک سه ماه!
قطعا سخنان خبرنگاری که در جلسه با آقای امام جمعه، شهرداری را متهم به برگزاری مراسم بدون مجوز کرد، از روی ناآگاهی بود چرا که همگان می دانند بدون دخالت و نظارت کلیه ارکان حکومتی، اعم از کشوری و لشگری و امنیتی و روحانیتی حتی پرنده هم نمی تواند در این شهر بال بزند چه برسد به جشنواره های طویل المدتی که بند به بند کنداکتور برنامه از زیر فیلتر کلیه ارکان پیش گفته حکومتی رد می شود و در راس همه این کارها کسی است که سابقه جبهه و جنگ و مسئولیت امنیتی و آموزشی و فرهنگی دارد و خوب بلد است در چنین مواقعی گلیم خود را از آب بیرون بکشد.
«اوضاع خوب نیست»؛ درست. «حال مردم خوب نیست»؛ بازهم درست. دلیل نمی شود مردم را به انحراف و ولنگاری بکشانیم، قبول؛ اما آیا کسی مجوز دارد زن و بچه و خواهر و مادر ملت را به ولنگار بودن متهم کند؟ مخاطبین برنامه های فرهنگی که هرشب در جشنواره های سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری به «پایکوبی» و «بدحجابی» متهم می شوند حقوق لگدمال شده خود را از چه کسی باید بازستانند؟ کدام مرجعی با کدام حکم شرعی و بدون دلیل خانواده هایی را که برای گذران اوقات فراغت خود لحظاتی پای برنامه های فرهنگی هنری شهرداری می نشینند را به «ولنگاری» متهم می کند؟ اصلا اگر اینچنین است چرا پلیس و اطلاعات سپاه نمی ریزد همه این چندهزار نفر را یکجا دستگیر کند؟ مثل همان عملیاتی که چند روز پیش در یکی از ویلاباغهای اطراف امامزاده انجام دادند؟
چرا پارتی های شبانه ای که در استخرهای ویلاباغهای امامزاده دایر می شود نگرانی کسی را برنمی انگیزد؟ چرا زیرزمینی شدن قلیان و اقسام فسق و فجوری که بابت این ولنگاری نوظهور در همین اورمیه آغاز شده به نماینده محترم ولی فقیه منعکس نمی شود؟
«حال مردم خوب نیست». گرسنه اند؛ البته خدایی نکرده منظور گرسنگی جسمانی نیست ها که الحمدلله در مملکت اسلامی همچین مردمی نداریم. اصلا گرسنگی «نمنه دی»؟ مراد، گرسنگی روحی است. ممکن است بازهم در همان مراودات میان ارگانی و بیناشخصی یکی از حقش در قبال آن دیگری بگذرد، اما یقین ملتی که برای تغذیه فرهنگی لحظاتی در محفلی در انظار عمومی با رعایت کلیه موازین شرعی و قانونی نشسته اند و شاید در این بین، فارغ از همه مشکلات و گرفتاری هایی که دارند، گوشه لبشان هم تکانی خورده از حق شان بابت توهینی که به شان شده نگذرند...

کد: 1560681
گروه: اجتماعی, مقالات, اخبار مهم, خبر ویژه 4, فرهنگی
TAGS : اورمیه, ایران, امام جمعه اورمیه, نماینده ولی فقیه, ولنگاری, جشنواره تابستانی

مطالب مرتبط :
اورمیه، سرزمین عاشیقها داریوش علیزاده*؛ موسیقی یکی از قدیمی ترین رشته های هنری است که قبل از پیدایش انسان در طبیعت وجود داشته و در واقع توسط ذهن پویای بشر تسخیر شده و امروزه...
عبرت های یک انتخاب قابل پیش بینی آینانیوز- حامد عطائی؛ در نخستین دقایق! شروع به کار شورای شهر پنجم، محمد حضرت پور برای سومین بار متوالی به عنوان شهردار اورمیه انتخاب شد.همچنانکه پیش ب...
هنر خوار شد، جادویی ارجمند! آینانیوز- حامد عطائی؛ امیرحسین مقصودلو(تتلو) را زیاد نمیشناسم. چه بلحاظ هنر موسیقیایی و چه عناصر زیبایی شناختی نسبتی با مولفه های جذابیت نسل سوم ندار...
بزن به خط قرمز! آینانیوز- حامد عطائی؛ مرحله دوم استندآپ ها به دلیل فشردگی رقابت و حالت مرگ و زندگی که برای شرکت کنندگان داشت اغلب به خط قرمزها نزدیک و گاها متوسل به ش...
3 هزار ورزشکار و عوامل اجرایی تابستان امسال درگیر مسابقات ورزشی محلات اورمیه می شوند سومین دوره مسابقات ورزشی محلات اورمیه با حضور بیش از 3 هزار ورزشکار، مربی و عوامل اجرایی تابستان امسال برگزار می شود.به گزارش آینانیوز، وحید عباسی شهر...

امتیاز بندی

نظرات

# ارسال کننده: حامد حقیقی
   تاریخ ارسال:2016/10/16
مشکل هنرو هنرمند ،زالوهای هنرمند نما ها در مراکز فرهنگی و هنر ی هستند.کسی نیست بپرسد این زالوهای از زندگی و تلاش و کار وامانده و از خیام و خانه رانده شده های لمپن از ساعت 8صبح تا8شب در مجتمع های فرهنگی ارشاد چکار می کنند.این الواط شبگرد و تاریکی پرستان شهوتران و معتاد و الکی چه جایگاهی در هنر دارند؟این لمپن ها در کجای سینما و تلویزیون و تئاتر کشور واقع شده اند ،مگر می شود به هرکس و ناکس هنرمند گفت!این جماعت آنارشیست و ولنگار با کدام تخصص و مدرک دانشگاهی خود راهنرمند می پندارند؟اگر این جماعت لمپن سالم و هنرمند هستند چرا آغایانی مثل آغداشی ها از حضور کودکان خود در این مراکز به اصطلاح هنری ممانعت بعمل می آورند؟؟؟عطایی از شهرداری خور حرف رهبر انقلاب (ولنگاری فرهنگی)فصل الخطاب برای وضعیت شلم و شوربای هنر و هنرمند است/
ارسال نظر:

نام و نام خانوادگی (الزامی)

Email (not required)

وب سایت

Enter the code shown above:

  

  جستجو در اخبار   

Copyright 2015 www.ainanews.com