1397/11/28 | |
  

 

 


  

[Atorpatdate] نظرات: 0 نمایش: 544 تعداد امتیاز: 1   (Article Rating)

به مناسبت سالگرد تسخیر فرهنگسرای رسانه



به مناسبت سالگرد تسخیر فرهنگسرای رسانه

پیدا و پنهان چگونگی ایجاد تا اتمام اولین دوره مدیریت آن

آینانیوز- حامد عطائی؛ در گرماگرم آماده سازی یک پروپوزال برای مدیریت بخش فرهنگی باشگاه فرهنگی ورزشی شهرداری اورمیه، در نخستین روزهای روی کار آمدن احد یوسفی به عنوان مدیرعامل سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی، سرپرستی روزنامه همشهری با اعمال نفوذ یکی از نمایندگان مجلس از فرد فعلی به کس دیگری واگذار شده و سرپرست فعلی برای عرض گلایه و بررسی احتمال بازگشت این مسئولیت از طریق ارتباط محمد حضرتپور و محمدباقر قالیباف، در دفتر شهردار اورمیه حاضر می شد. در این ملاقات حضرتپور ضمن حمایت از سرپرست سابق(آن زمان) شفاها اعلام می کند که او «مشاور رسانه ای» شهردار است. خبرنگاری که در این جلسه بوده با سوال تاکیدی از حضرتپور که این «مشاور رسانه ای» خطاب کردن تان آیا جدی است؟ با پاسخ مثبت شهردار مواجه می شود و همان جا خبری مبنی بر انتصاب ایشان به عنوان مشاور رسانه ای شهردار اورمیه در کانال تلگرامی منتشر می کند. این مساله مقدمه شروع ماجرایی بود به اسم «تاسیس فرهنگسرای رسانه» .
عصر همان روز تعدادی از جوانان نزدیک به حضرتپور به حالت اعتراض به این حکم در دفتر او جمع می شوند. دلیل این اعتراض این بود که این انتصاب می تواند برخی رسانه ای های نزدیک به این تیم از جمله «حامد عطائی» را برنجاند. وقتی بحث ها بالا می گیرد. به پیشنهاد یکی از حاضرین قرار بر تاسیس فرهنگسرای رسانه گذاشته می شود. تصمیم به تاسیس فرهنگسرا، گماردن حامد عطائی به عنوان رئیس و چیدن 8 نفر از رسانه ای های اورمیه به عنوان عضو شورای سیاستگزاری تصمیمات بعدی بود. خبر این اتفاق همان جا توسط چندنفر از حاضرین جلسه تهیه و در کانالهای تلگرامی منتشر شد. حوالی ساعت 18 همان روز با بنده تماس گرفته و اعلام کردند که آقای شهردار شما را به عنوان مسئول فرهنگسرای رسانه انتخاب کرده و قائم مقام و اعضای شورای سیاستگزاری ات هم فلانی ها هستند.
این اتفاق اواسط بهمن 95 افتاد و در شرایطی به بنده ابلاغ شفاهی شد که هیچگونه آمادگی برای پذیرش این مسئولیت در من نبود.وقتی موضوع را با یوسفی، مدیرعامل وقت سازمان در میان گذاشتم از او خواستم تا اجازه دهد ابتدا از ماهیت و ساختار چنین مجموعه ای، خودم شناخت لازم به دست بیاورم. برای همین، طی ماموریتی دو روزه برای آشنایی با نحوه عملکرد فرهنگسرای رسانه و شبکه های اجتماعی تهران راهی پایتخت شدم. در این ماموریت با مدیرعامل این فرهنگسرا و معاونتها و مسئولین واحدهایش دیدارهایی و از قسمتهای مختلف این مرکز فرهنگی بازدیدهایی به عمل آمد و نکات مورد نیاز نت برداری شد.
گزارش این بازدید و دیدارها و اهداف و چشم اندازها و برنامه هایی که مدنظر است به فاصله چند روز از این ماموریت کاری مکتوب و به رئیس وقت کمیسیون فرهنگی و شهردار ارسال شد.
هنوز یک هفته از اعلام شفاهی و تلگرامی تاسیس فرهنگسرای رسانه نگذشته بود، که شهردار نشست خبری برگزار کرد. در این نشست که بنده هم حضور داشتم چند تا از خبرنگاران به شهردار تاخت کردند که این چه فرهنگسرایی است که راه انداخته ای و چرا فلانی را گذاشته ای آنجا؟ حضرتپور بدون توجه به اینکه هنوز فرهنگسرا کارش را شروع نکرده همه انتقادها را وارد دانست و اجازه اظهار نظر به بنده را نداد. آخر این جلسه هم خبرنگاران منتقد را در اتاق کارش برای جلسه حضوری دعوت کرد.
دو هفته ای زمان برد تا محل مناسب استقرار این فرهنگسرا تعیین و به تایید شهردار و مدیرعامل سازمان برسد. محلی که مدنظر بود به اسم فرهنگسرای غدیر، در خیابان باغبان نوین اورمیه4 ماهی بود درحال فعالیت بود. سیزدهم اسفند 95 حکم مسئولیت بنده و شورای سیاستگزاری فرهنگسرای رسانه رسما امضا و ابلاغ شد و صبح پانزدهم اسفند اولین نامه با امضای من به دفاتر روزنامه همشهری، خبرگزاری فارس، سایت اروم نیوز و مسئول بسیج رسانه- که از منتقدین جدی راه اندازی فرهنگسرای رسانه بودند- ارسال و دعوت به تعامل و همکاری مشترک کردم. این نامه هم به صورت نمابر و هم دستی به دفاتر این رسانه ها ارسال شد. به فاصله کمی، سرپرست وقت روزنامه همشهری، مرحوم نریمانی، با یک جعبه شیرینی به دفتر آمد ولی تا آخرین روز حضورم در فرهنگسرا از دیگر رسانه هایی که درخواست همکاری به دفترشان رسیده بود خبری نشد.
حوالی ظهر همان روز اولین جلسه شورای سیاستگزاری فرهنگسرای رسانه با حضور6 عضو برگزار شد. مسئول سایت باریش نیوز و نماینده سایت عصرایران که منصوب شهردار در شورای سیاستگزاری بودند با دلایلی منجمله اینکه «ماشین خراب است» و« از حکم خبر ندارم و چرا با خود من مطرح نشده بود؟» از حضور در جلسه سرباز زدند. این دو تا آخرین روز حضورم در فرهنگسرا هرگز پا در این مکان نگذاشتند!
جلسه با اعضای همراه همیشگی شورای سیاستگزاری یعنی آقایان تبریزی، آقایارلو، آقایی پر، حیدری، عظیمی و خانم آیرملو و سیدحامد طباطبایی، قائم مقام اتاق فکر شهرداری به عنوان عضو مهمان تشکیل و تصمیماتی اتخاد شد. یکی از اولین تصمیمات اجرایی فرهنگسرای رسانه پیشنهاد برگزاری جلسات اخلاق رسانه با سخنرانی حجت الاسلام سیدمهدی قریشی، نماینده ولی فقیه و امام جمعه اورمیه بود که نتیجه نداد. جلساتی که بعد از دو سال یک موردش به تازگی برگزار شد.
برگزاری دوره های حرفه ای خبرنگاری، عکاسی خبری، کارگاههای آموزشی، آموزش روابط عمومی ها، ایجاد بستر تعاملی میان روابط عمومی ها و خبرنگارها، یافتن راههای ایجاد تعامل با خانه مطبوعات، بسیج رسانه و دیگر تشکل های رسانه ای، تدوین و امضای میثاق نامه اخلاق حرفه ای خبرنگاری، برگزاری نشست ها و کارگاههای آموزشی خبرنگاری در حوزه های فرهنگی، سینمایی، اقتصادی، محیط زیست و ... با هدف تخصصی شدن خبرنگاری ها، ایجاد شورای عالی اطلاع رسانی با هدف تقویت توان حرفه ای روابط عمومی های شهرداری اورمیه و بعدها دیگر سازمانها و دستگاههای اجرایی، تشکیل کمیته های فعال برای هر حوزه با ایجاد میز تخصصی و ... از جمله مصوبات جلسه اول بودند.
نماینده اتاق فکر شهرداری هم وعده داد هماهنگی های لازم را برای بهره مندی جامعه خبری و روابط عمومی اورمیه از خدمات شهرداری منجمله استخر، طرح ترافیک و تخفیف عوارض و پرداختیهای تکلیفی انجام دهد.
اواسط جلسه اول شورای سیاستگزاری یکی از نمایندگان مجلس با بنده تماس گرفت و با عتاب و اعتراض گفت که شهرداری به جای تاسیس فرهنگسرای رسانه، حقوق کارگرها را بدهد. در تمام طول مدت صحبتهایش اجازه صحبت به بنده را نمی داد و تحت تاثیر ذهنیاتی نامعلوم تصور می کرد که شهرداری با هزینه های گزاف و استخدام نیروهای اضافی این مکان را تاسیس کرده و قرار است همه حق حقوق کارگرها در آنجا آتش زده شود! در حالیکه از هنگام تغییر نام فرهنگسرای غدیر به رسانه از 13 اسفند 95 تا تحویل دادن آن در 26 دیماه 96 شهرداری کلا 500 هزار تومان تنخواه به عنوان سوبسید به این فرهنگسرا کمک کرد که آن را هم با هزینه هایی که پیش آمد به صورت فاکتور پس گرفت. ضمن اینکه در جریان تغییر و تحول این فرهنگسرا، نیروهای کاری اش از 7 نفر به 5 نفر تقلیل یافت و این مکان تا دو ماه نیروی خدماتی هم نداشت.
برخلاف شعاری که حضرتپور، شهردار اورمیه در نشست خبری یک هفته بعد از رسانه ای شدن بحث فرهنگسرای رسانه داده بود، هیچ کمک سخت افزاری، مالی، نرم افزاری و حتی حمایت لسانی و معنوی از آن نکرد و اولین و تنها حوزه میانی سیستم شهرداری بود که خیلی راحت علیه آن مصاحبه و اظهار انتقاد می کرد.
شهردار اورمیه در طول ده ماه فعالیت فرهنگسرا زیر نظر من تمام دعوت های جلسات آن را بدون پاسخ گذاشت و به این مکان نیامد. در عوض در مناسبتهای مختلف در چندین برنامه فرهنگی اجرا شده مدیران کل، معاون سیاسی وقت استاندار، اعضای شورای شهر و مدیران و مسئولین استانی وشهری به دفعات در جلسات شبانه روزی فرهنگسرای رسانه حضور می یافتند.
نشست آسیب شناسی اخلاق حرفه ای خبرنگاران، امضای میثاق نامه اخلاق حرفه ای خبرنگاران، برگزاری مراسم تجلیل از ربع قرن فعالیت مطبوعاتی یکی از خبرنگاران بازنشسته اورمیه، کارگاههای آموزشی خبرنگاران سازمان دانش آموزش(پانا)، کارگاههای آموزشی سه روزه خبرنویسی و فن روابط عمومی نیروهای روابط عمومی سازمان فرهنگی و برنامه ریزی و تدارک تربیت شهروند خبرنگار بعنوان یک افق میان مدت از برنامه های تخصصی فرهنگسرای رسانه بود که به سرانجام رسید.
روز دوم شروع به کارم در این مرکز از طریق یکی از مرتبطین بسیج رسانه لیست و عکس شهدای خبرنگار آذربایجان غربی را خواستار شدم تا به صورت تابلو در محوطه فرهنگسرا نصب شود. با وجودیکه همه هزینه های این کار را قرار بود شهرداری متقبل شود و نام و آرم بسیج رسانه زیر آن نقش ببندد، در پیگیری موضوع رابط مذکور گفت که اعظمی، مسئول وقت بسیج رسانه از ارائه تصاویر شهدا امتناع کردند.
البته به دلیل مشی میانه روانه و تعاملی که در فرهنگسرا در پیش گرفته بودم این جور موضع گیری ها را زیاد جدی نگرفتم و حتی به جلسه شورای بسیج استان با رئیس وقت شورای شهر و بعدها شهردار اورمیه هم زیاد اهمیت ندادم که محور بحث ها انتقاد از فرهنگسرای رسانه بود و درخواست برکناری من.
در جلسه شورای بسیج با حضرتپور، یکی از حاضرین در جلسه نقل می کند که شهردار آنچنان در انتقاد از عملکرد عطائی در مدیریت فرهنگسرا انتقاد کرد که حرفی برای ما باقی نماند. ظاهرا او از جلسه چند ساعت قبل این شورا با اصغرزاده رئیس وقت شورای شهر خبر داشته که حجم وسیعی از انتقادها از فرهنگسرای رسانه مطرح شده و بدینوسیله خواسته بوده پیش دستی کند!
فرهنگسرای رسانه علیرغم این فشارها و مقالات و مصاحبه های گاه و بیگاه علیه اش، در کنار برنامه های تخصصی در حوزه رسانه و ارتباطات، کلاسهای فرهنگی هنری خود را هم پی میگرفت. تشکیل مرکز آفرینشهای هنری این فرهنگسرا با هدف ایجاد چرخه آموزشِ تولید تا عرضه محصولات و مصنوعات دستی زنان خانه دار با مکانیزم برندینگ و یافتن بازارهای مصرف سودآور پروژه ای بود که با مشاوره گرفتن از متخصصین صنعتی و بازرگانی در فرهنگسرا به جد تعقیب می شد.
همزمان با یلدای آن سال نمایشگاه شب یلدا که بیشتر بهانه ای بود برای عرضه مصنوعات دستی کارآموزان و فارغ التحصیلات دوره های هنری این فرهنگسرا دایر شد. سیستم سورتینگ محصولات قرار بود بعد از ارزیابی در این نمایشگاه راه بیفتد و بازار مصرفی که از طریق تفاهمنامه بعدی با یکی از دستگاههای دولتی قرار بود فراهم شود با شعار حمایت از کالای ایرانی و سلامت غذایی محصولات مورد نیاز حدود 1600 مرکز فروشگاهی در سراسر استان را تامین کند.
همچنانکه در صحن علنی شورای شهر و همچنین جلسه ای که در کمیسیون فرهنگی شورا، منحصرا برای استماع عملکرد فرهنگسرای رسانه تشکیل شد، بیان کردم، فرهنگسرای رسانه تنها مرکز فرهنگی شهر بود که «اندیشه»، «برنامه»، «راهبرد» و «نظام درآمد و هزینه» داشت و سختی بی محلی ستاد سازمان به تامین هزینه های آن باعث تهیه و تدوین برنامه ای شد که این مرکز را در میان مدت از بودجه شهرداری مستقل و برای اولین بار حوزه فرهنگی را صاحب درآمد پایدار می کرد.
بعد از تغییر مسئول بسیج رسانه آذربایجان غربی، مسئول جدید از باب باز شدن درهای تعامل دوسویه، بنده را برای جلسه ای کاری به دفتر این نهاد دعوت کرد فضای دوسویه تا حد زیادی تلطیف شود.
همزمان با فعال شدن کمیته ورزشی نویسان خانه مطبوعات، در جهت تقویت تعامل فیمابین، عضو شورای سیاستگزاری فرهنگسرای رسانه به دبیری این تشکل رسید و در جلسه ای که با هیات رئیسه ورزشی نویسان برگزار شده بود، دعوت کردم تا این کمیته برای برنامه ها و اهداف خود از فضای فیزیکی و امکانات فرهنگسرا در حد غایت و به صورت شبانه روزی استفاده کنند. حتی اعلام کردم که برای تقویت ارتباطات این کمیته با هیات های ورزشی، می توانند از ظرفیت کلاسها و سالن فرهنگسرا برای برگزاری دوره های تئوریک آموزشی رشته های ورزشی هم بهره ببرند.
در آستانه برگزای دوره های آموزشی مبانی خبرنویسی و فن روابط عمومی برای نیروهای سازمان، از رئیس روابط عمومی دعوت کردم تا در یک صبحانه کاری در فرهنگسرا حضور یابد. در این نشست، از یکی از معاونان وقت روابط عمومی شهرداری خواستم تا به عنوان مدرس در یکی از کارگاهها حضور یابد.
این کارگاه آموزشی درواقع آخرین برنامه اجرا شده من در دوره مدیریت فرهنگسرای رسانه بود.
این اتفاق بعد از آن افتاد که تولید یک ویدئوی اینترنتی توسط کانال باریش نیوز، توسط من تحلیل محتوا شده بود. مصاحبه با حسین فروزان مدیرعامل سابق منطقه آزاد ماکو که آن هنگام تحت فشارهای سیاسی برای برکناری بود.
بعد از انتشار نقد من از این ویدئو، باریش اقدام به انتشار سلسله مطالبی علیه مدیریت شهری کرد. در جلسه ای که به واسطه یک نفر و میان حضرت پور و پورزینال صاحب کانال باریش برگزار شد، حضرتپور علت این انتقادها را جویا می شد که پورزینال آن نقد محتوایی را که با قلم من منتشر شده بود را دلیل حمله شان به شهرداری عنوان می کند که شهردار در پاسخ اعلام می کند الساعه عطائی را برکنار خواهم کرد!
ظهر پنجشنبه بیست وسوم دیماه 96 در جلسه ای که با روح الله حضرتپور، نماینده مجلس و تنی چند از دوستان داشتیم به من گفت شد که شهردار اورمیه قصد دارد مدیریت فرهنگسرا را از تو بگیرد. همان روز یک مطلب تند علیه فرهنگسرای رسانه در باریش نیوز منتشر و به فاصله چند دقیقه! جوابیه محمد حضرتپور مبنی بر پذیرش انتقادها و عزمش بر برکناری مدیر و اعضای شورای سیاستگزاری در کانالها انتشار یافت.
حضرتپور در این مصاحبه که با کانال روابط عمومی شهرداری کرده بود گفت که یک فرصت دیگر به مجموعه مدیریتی فرهنگسرا خواهد داد تا خود را اصلاح کنند.
دو روز بعد حضرتپور مصاحبه دیگری انجام داد و این بار قطعی تر از مصاحبه اولش گفت که حتما مدیر فرهنگسرا را کنار خواهد گذاشت. با خواندن این مصاحبه نکاتی را که به نظرم در مصاحبه شهردار اورمیه نیازمند توضیح می دیدم نوشتم و به ایشان ارسال کردم و گفتم هیچگاه شما دنبال آگاهی از عملکرد فرهنگسرا نبوده اید چون اگر بودید دعوتهای مکررم برای حضور در این مکان را بی پاسخ نمی گذاشتید. همچون شورای شهر و کمیسیون فرهنگی که دو نوبت اختصاصا بنده را برای توضیح در مورد عملکرد فرهنگسرا به صحن علنی دعوت کرده اند. همچنین در مورد انتقادی که نسبت به نبود نگاه تعاملی در این فرهنگسرا در مصاحبه شهردار موجود بود با ارائه مصادیق توضیحاتی دادم که هرگز هیچ پاسخی دریافت نشد.
مقارن ساعت 12 روز یکشنبه 26 دیماه 96، حامد صفاری، معاون وقت سازمان با من تماس گرفت و گفت اگر هستی چند دقیقه خدمت برسیم. وقتی صفاری با مسئول حراست و احمد اسدی و عباسپور مسئول روابط عمومی به دفتر کارم آمدند تازه متوجه شدم که حضرتپور به یوسفی دستور داده تا ظهر کار برکناری من تمام شود!
اسدی به جایم نشست و من از همکاران خداحافظی کردم. عصر همان روز پورزینال صاحب کانال باریش نیوز پیامکی زد و بابت انتشار مطلبی انتقادی که به زعم او موجبات برکناری مرا فراهم کرده بود از من طلب حلالیت کرد.
به محض نشستن اسدی روی صندلی مدیریت فرهنگسرا، بسیج رسانه و قرارگاه سایبری تحرکات وسیعی برای تقویت همکاریها با این مکان را آغاز کردند. در اولین اقدام بسیج، جشنواره ای تحت عنوان رسانه های انقلاب با محوریت فرهنگسرای رسانه ترتیب داد که تقریبا به همه شرکت کنندگان تندیس و جایزه داده شد.
مدتی بعد جشنواره شعر ترکی در آن اجرا شد و فعالیت های فرهنگسرای رسانه به شکل محسوسی شد هدلاین خبرگزاری فارس که پیش از این از سوی این خبرگزای تحریم شده بود.
اسدی بعد از چندماه به شهرداری مرکزی رفت و درکنار اصغر احمدزاده، مسئول جدید روابط عمومی به کار گمارده شد تا حضورش در فرهنگسرای رسانه را محدود و محدودتر کند. پیش از این در قالب تفاهمنامه ای، 50 درصد فضا و زمان فرهنگسرا به مرکز آموزش شهرداری اورمیه اختصاص یافت تا دوره های آموزش ضمن خدمت کارکنان تبدیل وضعیتی در آنجا برگزار شود.
حدود یک ماه قبل در کمیسیون فرهنگی شورای شهر و در حضور مدیرعامل جدید سازمان، در حین استماع گزارش آخرین وضعیت بنیاد فرهنگی هنری مرحوم حسنی، پیشنهاد واگذاری مجدد مدیریت فرهنگسرای رسانه به بنده مطرح شد که رد کردم.
بیست و ششم دیماه سالگرد تسخیر ناجوانمردانه اولین و آخرین پاتوق تخصصی اصحاب رسانه آذربایجان غربی بود که رویای «شهروندخبرنگار» کردن تک تک اهالی اورمیه را برای همیشه با خود به گور برد!...

کد: 1561930
گروه: اجتماعی, مقالات, اخبار مهم, رسانه, فرهنگی
TAGS : اورمیه, ارومیه, شهرداری, رسانه, فرهنگسرا

مطالب مرتبط :
اورمیه، سرزمین عاشیقها داریوش علیزاده*؛ موسیقی یکی از قدیمی ترین رشته های هنری است که قبل از پیدایش انسان در طبیعت وجود داشته و در واقع توسط ذهن پویای بشر تسخیر شده و امروزه...
عبرت های یک انتخاب قابل پیش بینی آینانیوز- حامد عطائی؛ در نخستین دقایق! شروع به کار شورای شهر پنجم، محمد حضرت پور برای سومین بار متوالی به عنوان شهردار اورمیه انتخاب شد.همچنانکه پیش ب...
هنر خوار شد، جادویی ارجمند! آینانیوز- حامد عطائی؛ امیرحسین مقصودلو(تتلو) را زیاد نمیشناسم. چه بلحاظ هنر موسیقیایی و چه عناصر زیبایی شناختی نسبتی با مولفه های جذابیت نسل سوم ندار...
بزن به خط قرمز! آینانیوز- حامد عطائی؛ مرحله دوم استندآپ ها به دلیل فشردگی رقابت و حالت مرگ و زندگی که برای شرکت کنندگان داشت اغلب به خط قرمزها نزدیک و گاها متوسل به ش...
3 هزار ورزشکار و عوامل اجرایی تابستان امسال درگیر مسابقات ورزشی محلات اورمیه می شوند سومین دوره مسابقات ورزشی محلات اورمیه با حضور بیش از 3 هزار ورزشکار، مربی و عوامل اجرایی تابستان امسال برگزار می شود.به گزارش آینانیوز، وحید عباسی شهر...

امتیاز بندی

در حال حاضر هیچ نظری ارسال نشده است
ارسال نظر:

نام و نام خانوادگی (الزامی)

Email (not required)

وب سایت

Enter the code shown above:

  

  جستجو در اخبار   

Copyright 2015 www.ainanews.com