حامد عطائی/ اگر فضای حال حاضر فضای انتخاباتی نبود و بالطبع هر نوشته ای حمل بر غرض ورزی و مبارزه انتخاباتی نمی شد، می شد امیدوار بود که این سطور بر دل اهل اشارت بنشیند، اما افسوس که چنین نیست و طرفداران و مخالفین میرحسین موسوی و احمدی نژاد سوار بر بال امواجند و« آنچه البته به جایی نرسد فریاد است»
مناظره تلویزیونی دیشب دو کاندیدای شاخص ریاست جمهوری دهم یعنی موسوی و احمدی نژاد حقایق زیادی را برای آگاهان روشن کرد.یک سوی این مناظره محمود احمدی نژاد بود که فعلا رئیس جمهوری اسلامی ایران است و همین نام پرطمطراق کافی است تا هر رقیبی را قبل از شروع هر بحثی سر جای خود بنشاند.
رئیس جمهور ایران در دنیا به زبان تیز و تند شهره است و این تقصیر میرحسین و هرکاندیدای دیگری که می خواهد با وی طرف شود نیست، احمدی نژاد «مرد» مناظره و مجادله است و بنا به تعبیر سعید حجاریان مناظره بین دو طرف در هر شکل آن حتی در صورت عدم حضور میرحسین موسوی به نفع احمدی نژاد تمام می شد.
دوم، زمانیکه یک رئیس دولت بخواهد برای دفاع از عملکرد خودش به صحنه رویارویی با یک رقیب بیاید طبیعی است که با تمام امکانات انفورماتیکی و آمار و ارقامی که نتیجه کار کارشناسی عوامل و مشاورین است خواهد آمد، شگفت اینجاست میرحسین موسوی ای که کوهی از مشاورین به زعم خود خبره در اقتصاد و فرهنگ و سیاست خارجی و جنگ روانی از مجاهدین انقلاب و جبهه مشارکت گرفته تا نهضت آزادی و کانونهای حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانیان و چندین و چند حقوق و اقتصاد ملی و بین المللی دیگر دارد چطور در بزرگترین و به احتمال فراوان تنها رویارویی چهره به چهره با اولین و آخرین رقیب جریان چپ اصلاح طلب ایران اینگونه مستاصل و دست به عصا و بی منطق ظاهر شد.
رمز پیروزی محمود احمدی نژاد اگر بخواهیم واقع نگرانه به موضوع نگاه کنیم در کنار فن بیان و تسلط به رویدادهای روز جامعه و بهره گیری روزآمد از آمار و اطلاعات کشور، تکنیکهایی بود که برای این گفتگو به کار بست.
احمدی نژاد به نظر می رسید برای هر اتفاقی که در قرعه برایش پیش می آمد برنامه خاصی اندیشیده بود. برای شروع بحث لازم بود گارد تهاجمی بگیرد و برای ختم آن که طبیعتا چون حرف آخر را می زد می توانست حرفهای زیادی را در بغض رقیب انباشته دارد، قابل پیش بینی بود که با دل پر آمده بود.
میر حسین موسوی اما از همان ابتدا با مهره سیاه بازی را شروع کرد. سیاست وی دفاع در زمین خودی و گریز و های گاه و بیگاه از نقاط کور دفاعی حریف و تکه پرانی های کلیشه ای به برخی ساختارهای دولت نهم بود که ماههاست آنها را در مجامع و جلسات مختلف در سخنرانی هایش می آورد.
این اتفاقات افزون بر ضعف مشهود موسوی در ادای کلمات و انتقال پیام به حریف و مخاطب تلویزیونی که با توجه به فضا و مخاطب تغییر شکل و فکر یافته ایرانی در طول بیست سال اخیر یک شوک جدی به روحیه اش وارد ساخت با موضع توام با اعتماد به نفسی که احمدی نژاد اتخاذ کرده و به نظر می رسید تمام جملات موسوی را از قبل پیش بینی و برایش پاسخی در انبان آماده داشت باعث سردرگمی و استیصال بیش از پیش این کاندیدای اصلاح طلب شد.
با وجود اینکه هیچ اعلان رسمی ای در مورد عدم حضور موسوی در این مناظره نشده بود ولی حدود دو هفته بود که رسانه های طرفدار احمدی نژاد از احتمال طفره رفتن موسوی از مناظره سخن می گفتند و فضای روانی را به شدت به نفع احمدی نژاد و زیان موسوی رقم زده بودند تا جایی که حضور و یا عدم حضور موسوی در مناظره عملا با پیروزی احمدی نژاد قرین شود و این ساده ترین نتیجه ای بود که می شد از تاثیرات فضای رسانه ای غالب حدس زد؛ حال چگونه بود که تیم مشاورین موسوی برای آن تدبیری نیندیشیده و امپراطوری قدرتمند رسانه ای خود از پیامکها و سایتها و وبلاگها و تریبونهای دانشگاه گرفته تا روزنامه های رنگارنگ را برای پدافند این فضا آماده نساخته بودند، به نظر نگارنده مرموز و سوال برانگیز است.
بهتر است برای تبیین بهتر چرایی اتفاق شب گذشته فلاش بکی به دلایل حضور میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری زده شود.
جناح اصلاح طلب همه زمینه های لازم برای به راه انداختن یک طوفان روانی سیاسی در انتخابات دهم را در اختیار دارد الا یک مورد:«کاریزما»
پس از دلسردی سیاستمداران این جناح از کاندیداهایی نظیر عارف و مهرعلیزاده و روحانی و حتی خود خاتمی به دلیل احتمال رد صلاحیت شدنش همه نظرها متوجه میرحسین موسوی از همه جا بیخبر است.
شخصیتی که هم دانشگاهی است، هم دارای سابقه اجرایی، هم انتساب به سادات دارد و هم آذربایجان . برای یک کاندیدای کلاسیک این پارامترها افاقه می کند اما شرایط زمانی چندان مدنظر مشاورین نبود. شرایطی که موسوی در آن مسئولیت داشت با شرایطی که احمدی نژاد تجربه می کند بسیار متفاوت است تنها ذکر جملاتی چون« زمان فلان تفکر امام گذشته» و یا « شرایط با بیست سال قبل متفاوت است» موسوی را روزآمد نمی کند. موسوی از در نقد عملکرد دولت احمدی نژاد وارد رقابت شد و گفتمان وی گفتمان اعتراض به زیر و زبر داشته ها و نداشته های دولت نهم بود که البته چنین رویکردی آزمایش خود را پس داده و موجی بود که بعد از هزینه کردن آن دیگر چیزی برا عرضه در اردوگاه اصلاح طلبان باقی نمی ماند.
با نزدیک شدن به زمان رای گیری و باز شدن چشم و گوش شهروندان و زمان تصمیم گیری، بحث نداشته ها و نالایقی ها و ناکارآمدی های جریان حاکم فروکش کرده وافکار عمومی به دنبال «داشته ها»،«لیاقت ها» و «کارآمدی» مورد ادعای جریان موج ساز پیش می رود اینجاست که استراتژیست های اصلاحات چیزی برای عرضه نمی یابند جز تکرار مکررات سابق؛ چیزی که نمود آن در مناظره شب گذشته روشن و شفاف بود.
میرحسین موسوی همچنانکه در سخنرانی های متعددش در گوشه و کنار ایران از خود نشان داده تنها تاکتیک انتخاباتی اش سپر بلای جریانهای اپوزیسیون و سخنگوی منتقدین دولت شدن بود و این تاکتیک زمانیکه بحث راهکارها و برنامه های عملی پیش بیاید عملا شکست خورده و ناکارآمد است.
از موسوی و متحدانش انتظار می رفت برای مقابله با دولتی که آمار و اعداد بخشی از دغدغه های اساسی اش است ادبیات حماسی و تاریخ مصرف گذشته را کنار می گذاشت و دست کم در مقابل اعداد و ارقامی که رئیس جمهور ارائه می داد موضع گیری می کرد نه اینکه صورت مسئله را منحرف کند.
میرحسین موسوی به طور قطع با آمدنش به صحنه انتخابات تکان اساسی به لایه های قهر کرده و رخوت گرفته سیاسی جامعه بویژه طیف هویت طلبان و آزادیخواهان داده و این بخش از جامعه را حداقل بصورت نمادین بیدار و مطالبات آنان را گردگیری کرده بود.
سوای صواب و ناصواب بودن تفکرات هواداران این کاندیدا آنچه اهمیت داشت این بود که جریانهای اپوزیسیون و خاکستری با طرح شعارهایی از سوی موسوی مواجه شده اند که تا حدود زیادی مدافع حقوق آنان بود و با وجودیکه بنابر هنجارهای مشخص قانونی و خطوط قرمز جمهوری اسلامی چنین شعارهایی هیچگاه به منصه ظهور نمی رسید اما می توانست برای این نیروهای سیاسی بهانه ای برای فعال سازی اعتراضات فروخفته خویش که سالهاست کسی سراغشان را نمی گیرد به دست دهد. به این ترتیب در صورت روی کار آمدن موسوی عمده انرژی دولت صرف خنثی سازی ناآرامی هایی می شد که از رهگذر معطل ماندن و یا عدم عملی شدن شعارهای رئیس جمهور بوجود می آمد.
از سویی میرحسین موسوی یک کاندیدای کنسرسیومی است. یعنی جوهره تفکرات کلیه جریانهای سیاسی که با دغدغه مشترک مقابله با تجدید دوره احمدی نژاد روی کار آمده اند. از کارگزاران و جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب گرفته تا هویت طلبان و ملی مذهبی ها و چپ های سنتی و رادیکالهای تحکیم وحدت. موسوی برای سهم خواهی احتمالی این غولهای قدرت و سیاست تدبیری اندیشیده است؟ گروهها و اشخاصی که حضور در انتخابات را دلیلی برای مشروعیت دادن به نظام جمهوری اسلامی دانسته و از این رو هیچگاه خود را متعهد به مشارکت در اعتلای مشروعیت نظام نمی دانستند به ناگاه با کاندیداتوری موسوی به صحنه می آیند و وضعیتی خطرناک را تصویر می کنند که به طور قطع به هیچکدام از سرمایه های دلسوز نظام به طور ویژه شخص میرحسین موسوی رحم نخواهد کرد و مطمئنا اولین قربانی اش همان شخصی خواهد بود که با شعارهایش این طیف ها را به صحنه آورده و فربه نموده است.
اما پیچیدگی سرنوشت موسوی بعنوان نماد قدرتمند جریان اصلاحات که در این دوره به نماد هویت خواهی آذربایجان نیز بدل شده زمانی است که همین امتیازات برایش افت شوند و جریانهای مرموزی در صدد باشندتا در لباس میش بدنه اجتماعی موسوی را بدرند و تمام عقده های فروخفته خود علیه امام و انقلاب و آذربایجان را یکسری بترکانند.
آیا جریان اصلاحات به این باور رسیده که موسوی بازنده انتخابات است و دارد تمام آنچه را که موی دماغ جریان بود از جمله هویت طلبی آذربایجانی را با موسوی به قعر پرتگاه می فرستد؟ آیا دست هایی پشت پرده اند تا موسوی به صحنه بیاید و بعد بدون اینکه تجهیزش کنند آماج تازیانه های بی رحم انتخاباتش کنند و چهره دانشگاهی، فنی و هنری این مدیر باسابقه نظام را بخراشند تا میرحسین موسوی قربانی پوست اندازی چپ در ایران شود؟
میرحسین موسوی را آیا آورده اند و شعارهای « اقتصاد دولتی»،« دولت قدرتمند» و مقاومت در برابر خصوصی سازی را یادش داده اند تا بعد نابودش کنند و بگویند پیان عصر دولت و آغاز دوران سرمایه داری؟!
موسوی می داند دارد از که و چه کسانی بازی می خورد؟ من برای فرزند آذربایجان نگرانم؛ نگرانم که رای بیاورد و بیشتر خرد شود. نگرانم که رای نیاورد و تقدس و شخصیت و اعتبارش برای همیشه از ذهن ها برود و نخست وزیر جنگ و فرزند امام و عناوینی انچنین حتی به موزه ها هم راه نیابد. برای میرحسین نگرانم، او مرد رویارویی و جنگ با احمدی نژاد نیست موسوی تمام مختصات احمدی نژاد را دارد مگر انرژی و جوانی اش را، مگر پتانسیل نسل سومی اش را، مگر فن بیانش را، مگر شجاعت بین المللی اش را. احترام به موسوی تا پایان انتخابات پابرجا خواهد ماند؟!...
کد خبر: 1820
فرستنده: ainanews Admin
گروه: سیاسی, انتخابات, مقالات