نامه سرگشاده بسیج اساتید دانشگاه ارومیه به هاشمی رفسنجانی
حضرت عالی در نامه خود به مقام معظم رهبری مطالبی نوشته اید که دلسوختگان اسلام وانقلاب را به شدت آزرده خاطر و دردمند ساخت و موجی از التهاب و اضطراب و نگرانی درمیان مردم به وجود آورد . درد اول این که اساسا چرا نامه سرگشاده به مطبوعات و دادن خوراک تبلیغاتی به دشمنان ؟ شما که به صبر و درایت و سیاست شهره بودید ، چرا در این بهبوحه انتخابات و در آستانه افتخار آفرینی تاریخی ملت ایران و در بزنگاه شورش های خیابانی اراذل و اوباش از «آتش فشانهایی كه از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند» یاد کرده اید و چنین نامه شدیداللحنی به ملت ایران و رهبر معظم انقلاب نوشته اید . شما رهبر انقلاب را دوست همیشگی خود خوانده اید ، آیا با دوست این چنین بی سلام وبا شدت و صولت حرف می زنند و آیا نامه دوست را به دشمن میدهند ؟ هرچند که انقلاب ومصالح کشور میراث و مایملک اختصاصی فرد یا گروه خاصی نیست ؛ همان طور که امام خمینی(ره) رهبر انقلاب را امثال حسین فهمیده ها می دانست و مردم را ولی نعمت خود مینامید ؛ اما تصور نمی کنیم که کسی از دوستان یا دشمنان ، بتواند افتخارات نظام اسلامی را که شما نیز در این میان سهم مهمی داشته اید ، انکار کند ؛ اما چه اتفاق تازه ای رخ داده که صبوری از کف داده و چنین سراسیمه برآشفته اید .
چرا آن هنگام که برخی مدعیان افراطی اصلاحات شخصیت حضرت عالی را به طور گسترده تخریب کردند و ازفساد مالی و اخلاقی و سیاسی خانواده و بستگان شما نوشتند و شما را به دیکتاتوری متهم نمودند و صحنه گردان قتل های زنجیره ای دانستند و از سوی دیگر ، آفتاب درخشان امام خمینی و انقلاب شکوهمند اسلامی را با لحن خاص ادبیات دمکراسی آمریکایی لجن مال نمودند و اهل خشونت و وحشت نامیدند ، جناب عالی احساس خطر نکردید و به دوستان ذینفوذتان در دولت وقت و صاحبان قلم ها و رسانه های فراگیر هشدار ندادید و جلو چنان تبلیغات لجام گسیخته خانمان برانداز را نگرفتید و هیچ نامه سرگشاده ای ننوشتید
. آیا همان دشمنان شما نبودند که چون دست شان از همه جا کوتاه شد به سراغ شما آمدند وکسانی که هیچ وقت مودبانه از شما یاد نمی کردند ، یکباره همه جا پیاپی «آیت الله هاشمی رفسنجانی» نامیدند . آیا شایسته است که اکنون در این لحظات سرنوشت ساز ،همصدا با رسانه های آمریکایی و صهیونیستی ، دولت و رئیس قوه مجریه را به دروغ پردازی و فتنه گری متهم نموده و تمام خدماتش را انکار کنید و رئیس جمهور قانونی کشور را با منافقان و بنی صدر مقایسه کنید ؟
آیا این توهین به منتخب ملت و غیرمستقیم دهن کجی به آرای بیش از 24 میلیون نفر از همان پابرهنه ها و مستضعفانی که دردهای انقلاب و کشور را به جان خریده اند ، نیست ؟ همانان که یکایک شان خیمه های این انقلاب بوده اند و هستند . حساب شما از حساب دیگران جداست و درد در این است که شما سرنوشت خود را به گروه کثیری از مرفهان بی درد گره زده اید و از حقوق محرومان ومظلومانی که در اثر کارهای به اصطلاح سازنده و عمرانی آن قشرهای زیاده خواه ، اززندگی ساقط شده بودند ، دفاع نمی کنید ؟ به تعبیر حضرت عالی :« تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابیمان کمتر تحت تأثیر خلافگوئی ها قرار میگیرند » . ملت ایران به الهام از روح بزرگ خمینی کبیر آموخته است که انقلاب ما قائم به شخص نیست . همان طور که خود آن بزرگوار فرمود : ملت ایران راه خود را پیدا کرده و با رفتن این خدمتگزار کوچک در اراده آهنین ملت خللی وارد نخواهد شد .
به هر حال انقلاب ما ازگردبادها و طوفان های سهمگین و دریاهای آتش و خون عبور کرده و به این کوه مستحکم ودرخت تناور آسمانی پربار تبدیل شده است . از یاد نبرده ایم ماجرای قائم مقام رهبری را که در اثر لغزش های بزرگ به سرعت توسط ملت ایران کنار گذاشته شد و در همه شهرهادر در برابر توهین او به مقام ولایت و رهبری ، در برابر او راهپیمایی های کوبنده ای صورت گرفت و عملا به تاریخ سپرده شد . ملت ما با خدا و قرآن و خون شهدا پیمان بسته است نه با اشخاص و افراد . و همان گونه که می دانید طبق سخن منطقی حضرت امام خمینی(ره) میزان وضع فعلی افراد است و هیچ کس در این کشور از کوتاهی و قصور خالی نبوده وبه جای دفاع افراطی از گذشته می توان همانند حضرت امام به قصور ها و تقصیرها اعتراف نمود و در صدد جبران بود .
ملت ما همان طور که شاهد افتخارات و عظمت ها و موفقیت هاهستند ، سیاستمداران خود را به خاطر کوتاهی و اشتباه و اهمال نخواهند بخشید . درددر این است که شما سرنوشت خود را به گروه کثیری از افراد بی مسئولیت و زیاده خواه وقانون شکن گره زده اید و از همه آنها دفاع می کنید . در حالی که آنان از شخصیت شمادر مسیر اهداف نادرست خود هزینه می کنند . حضرت آیت الله مگذارید خاطرات اول انقلاب و خدمات بزرگ شما در سازندگی این کشور در اثر این قبیل سیاست بازی های منفعت اندیشانه گروه هایی غافل و هنجار شکن فراموش شود . حضرت عالی پیوسته خود را مرید وعاشق و علاقه مند رهبر دانسته اید و می دانید . آیا از رهبر باید اطاعت کرد و به رهبری او تن در داد یا او را با بی حرمتی به سکوت و کوتاهی متهم نمود ؟ حضرت آیتالله چه كسی فراموش كرده كه در طول چهار سال گذشته از آغاز تا همین لحظه چه طنزهای توهین آمیز و غیر اخلاقی که برای رئیس جمهور قانونی و منتخب ملت ساخته شد و دوستان شما همان ها را در مجالس عمومی و خصوصی و سایت ها و رسانه های فراوان خود تکرارکردند و لحظه به لحظه به همه کشور پیامک می فرستادند تا این توهین ها را به شعر وسرود وقاحت بار کودکان مهدکودک تبدیل نموده و ورد زبان همگان ساختند تا در ایام داغ انتخابات اخیر به شکل وسیع از آنها بهره برداری نمایند ، آیا نهایت عدالت و انصاف وصداقت همین است ؟
نام و نام خانوادگی (الزامی)
پست الکترونیکی (الزامی)
وب سایت
ارسال نظر به این مطلب را از طریق ایمیل به من اطلاع بدهید